بازی جدید
-
تاریخ: 1405/5/4 ساعت: 15:32
بازی جدیدامروز که گذاشتمش رو تخت و چشمش افتاد به قاب عکس عروسیمون خنده اش خشک شد . به عکس خیره شد و لبهاش پشت رو شد و غمگین . تازه فهمید دیر رسیده و باباش قبلا منو از چنگش قاپیدهامروز که گذاشتمش رو تخت و چشمش افتاد به قاب عکس عروسیمون خنده اش خشک شد . به عکس خیره شد و لبهاش پشت رو شد و غمگین . تازه ...
زخمیه جان و تنم وطنم
-
تاریخ: 1405/5/4 ساعت: 15:32
خدایا ذره ذره خاک این سرزمین به دستهای قدرتمند تو میسپارم.خدایا ذره ذره خاک این سرزمین به دستهای قدرتمند تو میسپارم. خدایا دست بیگانگان از زنان و بچه های این سرزمین کوتاه کنخدایا جوونامون ، مردان سرزمینمون ، سایه های سر همسران و عصای پیری مادران این سرزمین زیر سایه قدرت خودت حفظ بفرماخدایا دلهای همم...
پسرک آموزش تکاوری میبیند
-
تاریخ: 1405/5/4 ساعت: 15:32
امروزم خیلی یهویی وقتی داشتم یه حرکتی که اصلا نمی دونم چجوری باید اینجا بگم تا منظور برسونم با لبم انجام میدادم (می دونم ولی بهم می خندین ، مثل اسبا که با دهنشون صدا در میارن)، پشت سرم تکرار کرد . حدود یک ربع سرگرمی من ... امروزم خیلی یهویی وقتی داشتم یه حرکتی که اصلا نمی دونم چجوری باید اینجا بگم ت...
پسرک جذاب می شود
-
تاریخ: 1405/5/4 ساعت: 15:32
+ خواستم بهتون فخر بفروشم و از هوای خنک امروز بنویسم که مادرشوهر عزیز و گرامی با یه پلاستیک گنده چغندر تازه چین از باغش ، هورا کنان و دوان دوان و با یه لگد به در از راه رسید و جلو من که استپ زد ، با نگاه غمگین و دل به رح... + خواستم بهتون فخر بفروشم و از هوای خنک امروز بنویسم که مادرشوهر عزیز و گرام...
ریزه کاری تخصصی بچه داری
-
تاریخ: 1405/5/4 ساعت: 15:32
تجربه بچه اول باعث شد تو خرید اسباب بازی عجله نکنم و بر اساس نیازش خرید کنم. یه جغجغه است که دو طرفش توپ های صدا دار داره . از دور که صداشو شنید توجهش جلب شد . کمکش کردم تو دستاش نگهش داره و بلافاصله سعی کرد با دهنش مزه ... تجربه بچه اول باعث شد تو خرید اسباب بازی عجله نکنم و بر اساس نیازش خرید کنم....
پیامک
-
تاریخ: 1405/5/4 ساعت: 15:32
دیروز قبل اینکه برگرده خونه پیام دادم : تو خونه یه سگ هار داری بپا پاچتو نگیره ، هر چی گفتم و غر زدم تو اقایی کن هیچی نگو دیروز قبل اینکه برگرده خونه پیام دادم : تو خونه یه سگ هار داری بپا پاچتو نگیره ، هر چی گفتم و غر زدم تو اقایی کن هیچی نگودر جواب من گفت« از خنده مردم ، یار جنگی من» و مکالمه پیام...
جزئیات تازه از اسباب بازی ۱
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 17:32
به یاد کودکی افتادم ، به یاد عروسک پشمی قرمزم که از بس باهاش بازی کرده بودم پشماش گوله شده بود و معلوم نبود خرسه یا عروسکی با چهره بچه . شبانه روز باهاش بازی می کردم . لباسای نوزادی خودمو تنش می کردم و با تنها دختر تو کوچمون خاله بازی می کردیم. دختر خلاقی بود. پدرش گچکار بود. گچ و سیمان وسایل کار با...
بررسی بعد چهار هفته
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 17:32
از این نقطه به بعد عینک آفتابی ها روبردارید می خوام ببرمتون تو دل جنگل های شمال .هوا ابریه ، با ابرایی که مشخصه خیلی خیلی بزرگن و خاکستری رنگن ولی امیدوارم نبارن ، اگه بباره همه چی قشنگ تره ولی تازه ماشین بردیم کارواش . اون کوه روبروییه باب راسی شده ، بچه که بودم تعجب می کردم چرا باب راس کوه های دور...
افشای جزئیات بانداژ صورتی دست مامان
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 17:32
تا چند دقیقه دیگه صدام می کنن کارای ترخیص مامان انجام بدیم. شکر خدا الکی نگهش نداشتن. دخترک فرستادم استخر و پسرک هم زحمتش افتاد گردن عمه اش . برادرزاده خودمم به خاطر واکسن یه نموره تب داره. گرمه و کولر اتاقی که هستیم درجه مناسبی نداره. از نه سال پیش که اینجا زایمان کردم تاحالا تغییرات اساسی داره ، ه...
بررسی مامان بودن سخته
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 17:32
روزهای سختی برای مادر بودنه . باید همزمان هم مادر خوبی باشم و هم فرزند خوبی که جبران یه نمه از خوبی های مادرش می کنه. پسرک صبحا تا یازده خوش اخلاقه ، از این فرصت استفاده کردم و خونه اشونو کمی جمع جور کردم و ناهار پختم ولی بعد اون گریه های پسرک شروع شد . همزمان قطع برق ، تشت آب و کف اماده کردم تا دست...
پشت پرده مامان بزرگ آکروباتیک
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 17:32
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
افشای جزئیات بازی جدید
-
تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 17:32
این روزها بازی من و دخترک اینه که برای ادا اطوارهای پسرک قصه بسازیم. القصه دیشب موقع شیردادن به پسرک قلبهای صورتی در سایزهای مختلف اطرافمون باد شدن و رفتن آسمون . چشم تو چشم شدیم و لحظه ای تکون نخوردیم. عمق چشماش عشقو دیدم . پسرک مثل فیلما عاشقانه نگام می کرد . شاید تو زندگی قبلی منو بِخواستی داشته ...
بازجویی از نفوذی بهشت
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:08
هیچی بروز نمی ده ، اینکه نمی تونه حرف بزنه هم بی تاثیر نیست ، اگه صبر کنم تا حرف زدن یاد بگیره ممکنه همه چی از یادش بره.ازش پرسیدم تکلیف شکل و شمایل ویلاهامون اونور چیه؟ حضرت ادم اونجا هم غار داره ، فقط تو جای خوش اب و هوا تر؟اونوقت یکی هزار سال بعد من دنیا بیاد خونه اش چطوریه؟بهشت انقده بزرگه وسایل...
نچرال
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:08
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
اسباب بازی ۱
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:08
به یاد کودکی افتادم ، به یاد عروسک پشمی قرمزم که از بس باهاش بازی کرده بودم پشماش گوله شده بود و معلوم نبود خرسه یا عروسکی با چهره بچه . شبانه روز باهاش بازی می کردم . لباسای نوزادی خودمو تنش می کردم و با تنها دختر تو کوچمون خاله بازی می کردیم. دختر خلاقی بود. پدرش گچکار بود. گچ و سیمان وسایل کار با...
بعد چهار هفته
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:08
از این نقطه به بعد عینک آفتابی ها روبردارید می خوام ببرمتون تو دل جنگل های شمال .هوا ابریه ، با ابرایی که مشخصه خیلی خیلی بزرگن و خاکستری رنگن ولی امیدوارم نبارن ، اگه بباره همه چی قشنگ تره ولی تازه ماشین بردیم کارواش . اون کوه روبروییه باب راسی شده ، بچه که بودم تعجب می کردم چرا باب راس کوه های دور...
بانداژ صورتی دست مامان
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:08
تا چند دقیقه دیگه صدام می کنن کارای ترخیص مامان انجام بدیم. شکر خدا الکی نگهش نداشتن. دخترک فرستادم استخر و پسرک هم زحمتش افتاد گردن عمه اش . برادرزاده خودمم به خاطر واکسن یه نموره تب داره. گرمه و کولر اتاقی که هستیم درجه مناسبی نداره. از نه سال پیش که اینجا زایمان کردم تاحالا تغییرات اساسی داره ، ه...
مامان بودن سخته
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:08
روزهای سختی برای مادر بودنه . باید همزمان هم مادر خوبی باشم و هم فرزند خوبی که جبران یه نمه از خوبی های مادرش می کنه. پسرک صبحا تا یازده خوش اخلاقه ، از این فرصت استفاده کردم و خونه اشونو کمی جمع جور کردم و ناهار پختم ولی بعد اون گریه های پسرک شروع شد . همزمان قطع برق ، تشت آب و کف اماده کردم تا دست...