خرید بک لینک

بازی جدید

بازی جدید

امروز که گذاشتمش رو تخت و چشمش افتاد به قاب عکس عروسیمون خنده اش خشک شد . به عکس خیره شد و لبهاش پشت رو شد و غمگین . تازه فهمید دیر رسیده و باباش قبلا منو از چنگش قاپیده



امروز که گذاشتمش رو تخت و چشمش افتاد به قاب عکس عروسیمون خنده اش خشک شد . به عکس خیره شد و لبهاش پشت رو شد و غمگین . تازه فهمید دیر رسیده و باباش قبلا منو از چنگش قاپیده

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادیان تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 15:32

صفحه بندی