ای کاش نرم
گلی ای کاش نرم احتمالا یه خونه روستایی اونم تو شمال آرزوی آخر هفته خیلیا باشه ولی من امیدوارم به اونجا نرم.خونه ای به سبک قدیم ، با سقف چوبی و سکویی بزرگ با حیاط گنده و باغی که تبدیل به مرغداری شده. مهمونای استانهای دیگه که میان دوسش دارن ولی من نه.دلم می خواست به جای نشستن تو خونه ای که از سر و کول...
خواب نبود عذاب بود
گلی خواب نبود عذاب بود دیشب از دم‌دمای صبح که بالاخره پسرک بی‌خیال لگدمال‌کردن مامانش شد و خوابش کمی عمق پیدا کرد، منم فرصت کردم به خواب رِم برم.اولش همه‌چی خوب بود. خواب دیدم رفتیم مسافرت، یه جای خشک و بی‌آب‌وعلف، کنار اتوبان. یهو نمی‌دونم از کجا، بچهٔ ده‌سالهٔ جاری و بچهٔ سه‌سالهٔ خواهر جاری هم به...
متد خواباندن نوزادی که با واکسن شش ماهگی، قفل مرحله شیطنتش باز شده
گلی آخرین متد خواباندن نوزادی که با واکسن شش ماهگی ، قفل مرحله شیطنتش باز شده مدل به خواب رفتن پسرک خیلی عجیب غریبه. اول دراز می کشه و شیر می خوره ، یه قلپ می خوره ، انگشتای پاشو می گیره ، حرکت نوزاد در پیلاتس رو اجرا می کنه. این وسط اگر صورتش برگشت سمت شیر که باز یه قلپ دیگه می خوره ، اگر نه و رفت ...
بخند، دنیا همین یکی دو روزه
گلی بخند ، دنیا همین یکی دو روزه در رو پشت سرم بستم ، چند قدمی به نیتِ خریداری و فریب اذهان از خونه زدم بیرون. نیم ساعته ناقابل. پاهام روی آسفالت خشک و هوای خنک منو می برد به سمتی که حس می کردم هوا راحت تر تو ریه هام میره. نیاز بود یکم تو خودم باشم. هنوز علف هرز کنج آسفالت و دیوار گلهای آبی میده. رو...
تریلر قیامت
گلی تریلر قیامت با حرکات آکروباتیک بدون هزینهی که امروز تو خیابون پسرک انجام داد ، مثل زنجیر پاره کنای وسط میدون تو چشم بودیم.آقا تو کالسکه، انگشت لنگ مبارک بر دهن ،هنرنمایی می کرد.+شانسی که اوردم در زمان حاضر این کلیپ آقاهه رو از لامبورگینی دیدم ، خدا خیرش بده ، چند تا نکته فنی گفت که از تهیهنش پشی...
همه چی یهویی شد
گلی همه چی یهویی شد پونصو شونصد بار پله ها رو رفتم و اومدم. گفتم حالا که خانوما دور هم جمعیم ، کیک پای سیبی که خیلی وقته هوس کردم بپزم ولی خودمو لو ندادم تا اگر خوب از اب درنیومد آبروم نره جلو جاری و خواهرشوهر هنرمندیه جا آخرای پختن کیک، پسرک که پیششون بود آژیر خطر به صدا دراورد و جیغ جیغ که من ماما...
جشن تعیین شغل اینده
گلی جشن تعیین شغل اینده آخر شب به یاد حرف پارادوکس افتادم که گفته بود رسم دارن تو جشن دندونی چند قلم وسیله می چینن و منتظر می مونن بچه چی برمی داره و همون احتمالا شغل اینده اش میشه.گوشی پزشکی دخترک ( نماد شغل های مرتبط با پزشکی ) ، خط کش دخترک( شغل های مهندسی)، مداد( شغل های اداری و حوزه نویسندگی و ...
گلی نبود کجا بود و به چه علت؟ ( ۲ نمره )
گلی گلی نبود کجا بود و به چه علت ؟ ( ۲ نمره ) صبح دل انگیز من از هشت ابتدا شد. یعنی از شش آغاز شده بود ولی من محلش ندادم . کل نیم روز اول با بی حالی و خستگی و گریه بچه گذشت تا اینکه ساعت ده ، نیم ساعتی چرت زد.‌این وسط بچه های همسایه ها مدام در زدن و من با پچ پچ دم در فهموندم که بچه خوابه و اجازه ورو...
من و رژیم های غذایی
گلی من و رژیم های غذایی داستان عشق نافرجام من به شیرینی و شکلات و خوشمزجات شنیدین؟ خوب بگم که من عاشقشونم ولی اونا نیستن. معمولا هم به یکی بسنده نمی کنم چندتا چندتا می خواممثلا دیروز . دورهمی ساعت۱ بود و من ناهارپلوماهی رژیمیمو دقیق با ۶ قاشق برنج خوردم ولی چشمتون روز بد نبینه وقتی رسیدم سفره رنگینی...
بچه رییس
گلی بچه رییس بعداز انیمیشنی که سری قبل معرفی کرد من باب نامناسب بودنش برای بچه ها ، انیمیشن بچه رییس رتبه اول در دوبله بی ادبانه داره. این حجم از اصرار برای بکار بردن کلمات نامناسب برای بچه ها اونم در دوبله چه معنی میده؟ خود فیلم آموزنده است و راجع به حسادت بچه اول به دومی از دیدگاه بچه هاست ولی گند...
دختری با موهای بافته
گلی دختری با موهای بافته زمان بندی من و دخترک عالی بود ولی با کمک های شایان و قابل تقدیر اقای همسر تو ترافیک گیر افتادیم ولی رسیدیم. از این فاصله دور خانم معلمِ دخترمُ که دیدم پسندیدم. از نظر ظاهری که خوشگله ، ان شا الله اخلاقشم به قشنگی ظاهرش باشه. دخترک نگران بود تو مدرسه به‌روز دوست پیدا نکنه. بر...
آش شعله قلم کاری با طعم پیتزا
گلی آش شعله قلم کاری با طعم پیتزا یکی به دخترک بفهمونه اینجا ایران است، ما ایرانی هستیم و من یه مادر ایرانی‌ام که با تربیت مادرِ دهه چهلی و آموزش‌های زرد اینستایی دارم سعی می‌کنم آشِ شعله‌قلم‌کاری با طعم پیتزا بپزم.گرفتین چی گفتم؟وقتی گفتم از این به بعد روزی بیست دقیقه فقط مال توام، منظورم از این به...
پشه های بی هدب
گلی پشه های بی هدب امشب برای پشه ها جشن گرفتیم . هنوز شب ابتدا نشده نفری یه تک شات از خون من زدن بالا . یه وقت فکر نکنین اینجور نوشتم اهلشم ها . تو فیلم ترکی هایی که مامانم میبینه دیدم . الان خونه اشونم. انقدر که مامانم فیلم ترکیه ای میبینه اینام یاد گرفتن. هی یه هورت از رگم می کشن هی شاخکاشون می زن...
دیروز از پدربزرگ شنیدم
یه زمانی فکر می کردم ما اصل و نسب و تیل و تبار بزرگی نداریم ، چون پدربزرگهام خیلی زود پدرشون از دست دادن و زیر دست کدخدا بزرگ شدن. کدخدای روستای ما اونقدر پولدار و ثروتمند بود که اسم روستامون هر کی بشنوه هنوز بعد این همه سال اسم اون یادش میفته و فکر می کنه هممون ثروتمندیم. تا اینکه فهمیدیم نه تنها پ...
پدربزرگ و درخت انجیر
گلی پدربزرگ و درخت انجیر سالها قبل که گلی دخترکی ابتدایی بیش نبود ، پدربزرگ دوستانِ تهران نشینش رو دعوت کرد تا چند روزی خونه اشون مهمون باشن. از قضا دخترِ دوست پدربزرگ تازه نامزد کرده بود و تو دوران شیرین نامزد بازی بودن . پدربزرگ عادت داشت هر روز صبحِ خیلی زود یه سطل برمی داشت و از درخت انجیر کهنسا...
آیا این شروع ماجراست؟
گلی آیا این ابتدا ماجراست؟ یک مرحله دیگه از زندگی پسرک انلوک شد. یه سر رفتم تو اتاق خواب یه چی وردارم که صدای خش خش نایلون اومد. دویدم سمتش در حالی که دستام تو هوا و پاهام تو هم لول خورده بود فریاد می زدم : نههههه ( تصویر آهسته منو مشاهده می فرمایید)ناگهان همه جا تاریک شد ، دایره ی نورِ نورافکن افتا...
تجدید دیدار
گلی تنوین دیدار بالاخره بعد پنج ماه برای تبه‌روز دیدار به محل کارم رفتم. بچه ها خجالت زده ام کردن و برام هدیه اماده کردن . از در و دیوار و عروسی همکار قدیم و اختلاس اون یکی همکار قدیم و بیماری اون یکی همکار دیگمون گزارش‌ها رد و بدل کردیم . براشون یه جعبه شیرینی خامه ای بردم و راستشو بخواید انقدر خوش...
گلی مدبر می شود
گلی گلی مدبر می شود از نظر اقتصادی تو بدهکاری غرقیم ولی من بعنوان مدیر و مدبر و گرداننده و مادر خونه صبح به صبح پدر و دو فرزند به صف می کنم و نفری یه سیلی بهشون می زنم که حداقل صورتمون سرخ نگه دارم. خودمم که با حفظ سمت بعنوان کارگر خونه دم گاز صورتم قرمز میشه.+ بسوزه پدر جنگ و بی تدبیری و گرونی و ای...
هوا دلپذیر شد
گلی هوا دلپذیر شد انگاری صبح تابستونیه بیست سال قبله ، تو مسافرتم و چشمامو تو مسافرخونه ای در سرعین باز کردم . همونقدر خنک و دلچسب و دوست داشتنی، بارون عزیز دیشب تا صبح زمستونانه بارید . دلم برای خوابیدن با صدای شرشر بارون توی ایوون تنگ شده بودشهر شما هم خنک شد؟ [ جمعه سی ام مرداد ۱۴۰۵ ] [ 8:57 ] [ ...
گلی حسود نداشتیم، که داریم
گلی گلی حسود نداشتیم، که داریم دورهمی کوچیک ما برگزار شد و یه دیگ گنده آش پختیم برای دندونی برادرزاده. دو تا نی نی کوچولوی دیگه در این مهمونی بودن که قطاری آماده ان تا در ماه های اینده براشون آش بپزیم.همه کارای مهمونی یک طرف ، عکس انداختن از بچه ها یک طرف . بعد حالا اونو بی خیال ، دسته جمعی عکس گرفت...