|
گلی |
دختری با موهای بافته زمان بندی من و دخترک عالی بود ولی با کمک های شایان و قابل تقدیر اقای همسر تو ترافیک گیر افتادیم ولی رسیدیم. از این فاصله دور خانم معلمِ دخترمُ که دیدم پسندیدم. از نظر ظاهری که خوشگله ، ان شا الله اخلاقشم به قشنگی ظاهرش باشه. دخترک نگران بود تو مدرسه بهروز دوست پیدا نکنه. براش قصه آشنایی خودم و ربی تعریف کردم. که چقدر سعی کرد باهام دوست بشه و به قول امروزیا منو بدست بیاره ولی من محل نمی دادم و الان شده بهترین دوستم. اسم دخترک خوندن و با قدم های بلندش و کوله پشتی گلبهی دوید به سمت آینده اش. یه جایی دور از من. داخل سالنی که من اجازه نداشتم وارد بشم. دخترم رفت بدون من تو هم دوری برات سخت بود؟ + ساعت کار ادارات عوض شد و الان دغدغه صبح ندارم. خدا همینطور قشنگ قشنگ دونه به دونه دغدغه هامونو از بین ببره [ چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ ] [ 11:5 ] [ گلی ]
[ ]
|
درباره وبلاگ دوستان عزیزم من ، من بی معرفت نشدم ، فقط رسیدگی به منزل با دوتا بچه یخورده زمان بیشتری از من می گیره ، فقط می رسم به وبلاگهای بروز شده در زمان محدود سر بزنم ، ولی به یاد همتون هستم ، لطفا پوزش منو پذیرا باشید
آخرين مطالب
آیا این شروع کار ماجراست؟
پدربزرگ و درخت انجیر
دیروز از پدربزرگ شنیدم ...
پشه های بی هدب
آش شعله قلم کاری با طعم پیتزا
دختری با موهای بافته
بچه رییس
من و رژیم های غذایی
گلی نبود کجا بود و به چه علت ؟ ( ۲ نمره )
لینک های مفید
لینک های مفید
آرشيو مطالب |
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل مرادیان